روی دستام سرمی خورم . دود سیگارم رو می دم تو . دود . دود . حلقه های دود . می چرخه توی تخت . پوست سفیدش توی تاریکی معلوم نیست . تموم تنش داغ بود. پر حرارت . حس می کردم داره آتیش می گیره .
تموم تنت آتیش شده بود . داشتی با خودت فکر می کردی این همه گرما رو از کجا آورده. سر می خوری روی دستات . سیگارت با هر پکی که بهش می زنی قرمز می شه . تو تاریکی لباتو نمی بینم .
دست می کشم روی پوست عرق کردش . " عوضی هزار بار گفتم شب جایی نمون " بوی تنش دستام رو پر می کنه . "چرا نمی گی تا این وقت شب کجا بودی؟"
عرق کرده . عرق . عرق . موهای لختش روی پیشونیش ریخته و داره نفس نفس می زنه و گرمای نفساش روی گردنم. لبم . تنم . تنم . تنم. ت..ن..م..
از بالا دست می کشم تا پایین ستون فقراتش. " اصلا توی لعنتی معلوم هست به چی فکر می کنی؟ " چقدر تو اون لحظه ها خواستنی شده بودی. آدم می خواست تموم تن عرق کردت رو لیس بزنه . " عوضی هزاربار بهت گفتم تو بارون وانستا . "
با دو چشم براقش نگاهم کرد . برق می زد . نگاهم رو برگردوندم و به تن عرق کردش فکر کردم .
عاشقش بودم . عاشقم بود. عاشقش بودند. عاشقم بودند . نمی دونم چه فرقی می کنه. دستاش که بوی تنم رو می ده و همین کافیه.
موهای عرق کردش رو نوازش می کنم. انگشتای کشیده و بلندم رو روی پوستش می کشم . هنوز تند تند نفس می کشه . می دونم همیشه حین عشقبازی نفسش بند می آد و با چشمهای براقش بهت نگاه میکنه و اسمت رو مدام صدا می زنه. " امشب دیگه پیش کی خوابیدی؟ " خوابیده بودم روی دستم . بالشم هنوز بوی تنش رو می داد و صورتم از گرمای لباش هنوز داغ بود .
کنارم دراز کشیدی و دارم به عطر تنت فکر می کنم که پرسیدی: ....نمی دونم چی پرسیدی....
حالا که به تصویرهای توی ذهنت فکر می کنی . حالا که اجازه می دی پرسه بزنن روی تختت ، روی پوست تنش که تو تاریکی دیده نمی شه و موهای عرق کردش...
داری فکر می کنی به اون که سیگارش رو بین دو هم آغوشی روشن می کنه و دستاش بوی تنت رو می ده...
" عوضی گفتم بیا تو بارون شدیده. "
به تصاویر توی ذهنت اجازه می دی که بچرخند ، روی پوستش بدوند ، روی لباش، لب بگیرن و تموم تنش رو ببوسن ...
سیگارت هنوز تمام نشده که پیچیده در بوی تنش به خواب می ری....